خرید بک لینک

بنام آنکه جان را فکرت آموخت

حفاظت آثار باستانی وتاریخی

تهیه وتنظیم:سعید خلیلی تیلکی

منظور از حفاظت و مرمت آثار :

منظور از آن، جلوگیری از تخریب با روش اصولی و منطقی است . از آنجا که هر اثر دارای هویت خاص خود است و در شرایط سیاسی پدید آمده است، لزا می باید با محیط جغرافیایی طبیعی و مصالح بکار رفته و شیوه های معماری ( سبک معماری )اجرا شده ، برخوردی مناسب با آن را انتخاب کنیم . ضمن آنکه کلیۀ ظوابط فنی که تاکنون مورد قبول قرار خواهد گرفت .

شرایط اقلیمی متفاوت و مصالح ساختمانی گوناگون موجب اجرای شیوه های مختلف معماری در ادوار مختلف گردیده است . این شیوه با پیشرفت فن معماری که خود تابعی از زمان و رونق فرهنگی است ارتباط مستقیم دارد .بنابر این حفاظت آثار باستانی و تاریخی از یک قانون 100% فراگیر طبعیت نمی کند لزا برخورد با هر اثر ، برخوردی است متناسب یا آن اثر که معمولاً در بهره وری از اطلاعات فنی با هم مشترک هستند .

بطور کلی یکی از اهداف مرمت استقرار مجدد مظاهر کالبدی و محتوای اثر است زیرا هر اثر باستانی و تاریخی اعم از شیء یا بنا حرفهای بسیاری برای گفتن دارند . واین حرفها همان کلام هنرمند است ضمن آنکه هر اثری می تواند گوشه ای از روابط فرهنگی ، سیاسی ،اعتقادی ،اجتماعی و... که جامعه ای که به آن تعلق دارد بیان می نماید و چه بسا از یک بنا و یک مجموعۀ تاریخی که بتوان بسیاری از وقایع تاریخی را ارزیابی کرد و صحت برخی از اصناف را تایید و تکذیب کرد . برای پیدایش یک بنا و یک مجموعۀ تاریخی عوامل مختلفی لازم است که هماهنگی و همسویی آنها با هم ترکیب و شکل اثر را پدید می آورند که هماهنگی و همسویی آنها با هم را بیان می کند . در حقیقت کالبد ظاهری هر اثر چه بصورت هر بنا و یا مجموعه واحد های ساختمانی حاصل عوامل مختلفی است که توازنی معقول در کنار یکدیگر قرار گرفته و پیوند های نا مرئی آنها را به هم متصل ساخته است و بدون این پیوند هر سال عامل مشخص اصالتاً بیان حال خویش است .

با توجه پیوند عوامل مختلف در کنار هم هر عامل با حفظ شخصیت فردی می تواند هماهنگ کنندۀ ترکیب گل هم به حساب می آید. محیط جغرافیایی هر اثر معماری تأثیر مستقیم در چگونگی شکل گیری فضاهای معماری محسوب می شود و در پاره ای موارد وجه تمایز آثار از یکدیگر می باشد .

صاحبان قدرت یا حکمرانان منطقه در شکل پذیری تک بنا های معتبر مجموعه واحد های ساختمانی و یا شهری دارند زیرا ساختمانهای حکومتی سیمای شهر را تحت الشعاع قرار می داده و جهت گسترش شهر را تعیین می کند . این گسترش دقیقاً تحت نفوذ اقتصادی قرار می گیرد که مؤلفه های مشخصی چون مازاد کشاورزی ، دامپروری و صنایع میزان اهمیت آن را تعیین میکند . بطور کلی شک گیری قصر ها ، معبد ها ، مسجد ها ، مدرسه ها ،و تکیه ها ، امامزاده ها ، آرامگاه ها ، کاروانسراها ، رباط ها ، بازار ها ،حمام ها ، دانشگاه ها ،پل ها ، مناره ها ، آب انبار ها ، یخچال ها ، آتشکده ها ، چهار طاقی ها ، خانقاه ها ، زور خانه ها ، ارگ ها ، سد ها ، بند ها ، میل ها ، برجها ، بارو ها ، در وازه ها ف گوردخمه ها ، و بنا های صخره ای و سابات ها ، آسیاب ها و بنا های یادگاری و ... بر اساس این این مؤلفه های ( مازاد کشاورزی و دامپروری و ...) و نیز هنر های وابسته به معماری چون گچبری ، کاشیکاری ، آجر کاری از همین قانون طبعیت می کند . بنا بر این شکل و ابعاد تاریخی ایران و نهایت فرم و قالب یکجانشینی های باستانی اعم از مجموعه بنا های گستردۀ روستاها و یا شهر ها زائیدۀ مسایل اقتصادی و شرایط جغرافیایی طبیعی و متعصّب از عوامل متعدد از جمله عوامل سیاسی و مذهبی است . شرایط جغرافیایی از جمله مؤلفه های اساسی است که تقریباً تمام مؤلفه های دیگر را تحت الشعاع قرار داده و آنها رادر خدمت قرار گرفته است .

شرایط طبیعی و اقلیمی و جغرافیای طبیعی موجب پدید آمدن شرایط متعادل در سیر و تطور معماری گردیده است . بعبارت واضح ، شرط لازم در معماری ایران را می توان در جملۀ زیر دید :

توسعه و گسترش فن معماری و تکامل آن با آب و هوای منطقه نسبت مستقیم داشته و تابع شرایط اقلیمی است .

*از نظر مرمت بنا های تاریخی را می توان به دو دسته تقسیم کرد :

1ـ بنا هایی که عملکرد قابل استفاده نداشته و فقط به لحاظ اهمیت و ویژگی تاریخی مورد حفاظت و مرمت قرار می گیرند مانند :

تخت جمشید ، پاسارگاد ، فیروز آباد ، سروستان ، سلطانیه ،گنبد سرخ مراغه ... در چنین مواردی طرح حفاظت و مرمت بر اساس ارزشهای تاریخی ، هنری ، مذهبی ... استوار است و طراح ، بحث اقتصادی را در نظر ندارد و مسألۀ فرهنگی تمام حرف وی را تشریح می کند . بطور کلی اکثر یادمانهای گذشته دارای سود مالی ملموس نبوده و فقط بار فرهنگی ارزش حقیقی آنها را نشان می دهد .

2ـ بنا هایی که در عین داشتن باور فرهنگی و تاریخی قابل استفاده می باشد و دیگر بناها از جمله : مسجد و مدرسه و دیگر بناهایی از این جمله بمانند : مسجد جامع اصفهان ، مسجد جامع قزوین ، گنبد سلطانیه و بسیاری از بقاع متبرکه را نام برد .

*** در هر دو دسته بالا باید به نکته های زیر اشاره کرد :

اولاً ارزش هر بنای تاریخی در همان بنای تاریخی است که بدست همان انسان همان دوره ساخته شده و لزا باید حتی المقدور تلاش کرد تا حفظ شود و هر آنچه باقی مانده در جای خودش باقی بماند .

ثانیاً اینکه مواردی که باید در هر بنا مورد توجه قرار گیرد تشخیص ضایعات و بررسی شرایط ایستایی و استحکام بخشی و اسکلت اصلی بنا می باشد .

مصالح شناسی :

بطور کلی بناهای تاریخی با مصالح زیر ساخته شده اند :

1ـ چینه :

که عمدتاً مربوط به ادوار پیش از تاریخ است که در نتیجۀ حفاری کشف می شود . از این نوع مصالح در ادوار تاریخی و اسلامی هم استفاده شده است . برای حفاظت بنا های چینه ای سعی می شود که از اندود کاهگل استفاده کرد . تاکنون اندود دیگری شناخته نشده تا در استواری باقی مانده بناهای چینه ای استفاده شود . مرمت این بناها معمولاً به کمک خشت و آجر است .

در سال 1372 مخلوطی از خاک رس ، ماسه بادی ، سیمان وکاه به عنوان محافظ دیوار ها در سلطانیه استفاده شده است . از این اندود برای محافظت دیوار های خشتی دهانۀ غلامان نیز استفاده شده و رضایت بخش بوده است .

قبل از اندود ، دیوارها به اندازۀ معقول خیس می شوند تا عمل چسبندگی به آسانی انجام گیرد . بر فراز دیوارها با ایجاد یک آبچکان که از آجر تشکیل یافته و مانند پشت ماهی در رأس دیوارها سعی شده که از نفوذ آب و برف و باران جلوگیری می کند .

حفاظت از بناهای چینه ای مراقبت دائمی را طلب می کند . تجدید ومرمت اندودها و جلوگیری از آب و نفوذ برف و باران بهترین طریقۀمواظبت از این نوع ساختمانهاست.

**عدم وجود اندود موجب می شود تا دیوارها به 2 طریق تخریب می شوند :

1ـ تخریبی که در پائین دیوارها به مرور زمان ایجاد می شود ، موجب می گردد تا آب ، برف ، باران در آنها جمع شده و باعث ویرانی دیوار ها گردیده است .

2ـ نفوذ آب ، برف ، باران از رأس دیواربه داخل مغز دیوار که موجب شکاف طولی در دیوار شده و نهایتاً باعث فرو ریختن دیوار می شود .

در فرسایش نوع اول با ایجاد شالوده ای از آجر یا سنگ به راحتی می توان از ویرانی دیوار جلوگیری کرد . ولی در تخریب نوع دوم خیلی به سختی قابل جلوگیری است و در پاره ای موارد امکانپذیر نیست . لزا برای حفاظت آنها کوتاه نمودن ارتفاع دیوار تا حد امکان و سپس مرمت و اندود نمودن به شیوۀ ذکر شده موجب حفاظت اثر خواهد شد .

بطور کلی انتزاع و جداسازی آثار خشتی و چینه ای باید به نحوی انجام شود که مصالح اصلی و اولیه بتواند به عمل تنفس یا حیات ادامه بدهد .

2ـ بناهای خشتی :

استفاده از این نوع مصالح در تمام ادوار نوسنگی در پیش از تاریخ تا عصر حاضر معمول بوده است . مرمت اینگونه آثار به روش بناهای چینه ای است .گل اندود کردن بناهای خشتی بر طول عمر بنا می افزاید . بطور کلی تقریباً در هیچ بنای ایرانی ، خشت بدون اندود بکار نرفته است . بهترین اندود برای گل و کاهگل خشت می باشد .

بعضی از بناهای خشتی چون مساجد با اندود با اندود گچ آراسته شده اند . آنچه که باعث تخریب بناهای خشتی می گردد عمدتاً نزولات طبیعی ، بیولوژیکی ( موریانه )، کهنگی بنا به لحاظ زمان می باشد.

با افزودن نمک در کاهگل می توان از رشد و تکثیر علف ها ، قارچها ،موریانه و دیگر میکروب اُرگانیسم ها جلوگیری نمود . معمولاً برای جلوگیری از موریانه در تهیۀ اندود بناهای خشتی به جای کاه از خار شتر آسیاب شده (ژاژ )استفاده می شود . یک نوع دیگر اندود بناهای خشتی سیمگل است که ترکیبی از گل رس ، ماسه ، خاک کاه در تهیۀ آن بجای خاک کاه می توان از خاکۀ خار شتر استفاده کرد .

خشت در آغاز بصورت کلوخه هایی بود که در آفتاب خشک شده بود . گرچه در اندازۀ تقریباً شبیه بودن ولی دارای شکل مربع ، مستطیل نبودند .گودیهای آنها بوسیلۀ انگشت اضافه شده بود که به خشت بعدی کمک می کند.

**مزیت دیوار خشتی بر چینه :

دیوار خشتی نظم بیشتری نسبت به دیوار چینه ای دارد .دیوار چینه ای بعد از خشک شدن ترک می خورد و در صورتی که دیوار خشتی اینطور نیست . با خشت می توان هر شکل و فصای دیگر را راحتتر از چینه پدید آورد .

آجر :

بناهای آجری از نظر سیر تطور معماری و مصالح ساختمانی مرحلۀ بعد از بناهای خشتی را به خود اختصاص می دهد . مرمت آنها نسبت به دو نوع قبلی (خشت و چینه ) آسانتر و دیر پا تر است . برای مرمت بناهای آجری باید در تعمیرات آجرهایی به همان اندازه و رنگ و جنس استفاده کرد . ولی برای تشخیص قسمت مرمت شده از قسمت اصلی باید علامت یا تاریخی در پشت آن زد .و در صورت امکان بخش مرمت شده به اندازۀ قابل روئیت از قسمت اصلی سازه عقب تر باشد تا به سهولت بتوان قسمت مرمت شده را از دورۀ قدیمی تشخیص داد . لازم به ذکر است که دیرینگی استفاده از آجر به هزارۀ چهارم پ.م در بابل می رسد . آجر خوب و محکم فاقد دانه های آهک است . زیرا دانه های آهک موجب عدم استحکام آجر می شود .( آلوئک ) آجر معمولاً از 70 تا 80 در صد خاک رس و 20 تا 30 در صد ماسه بادی تشکیل می شود و تا 600 درجه در کوره حرارت می بیند . چنین آجری اگر خاک خورده باشد حداقل 65 کیلوگرم بر سانتیمتر مربع مقاومت می کند .

آجر دارای انواع مختلف است . معمولی ترین آنها آجر رسی است . آجر رنگی از آغشتن مواد رنگی بوجود می آید . آجر لعابدار که در مقابل نفوذ آب و مواد شیمیایی مقاوم است و از پ.م در بین النهرین و ایران کاربرد تزئینی دارد .

از آجر جهت پوشش سقف ، گنبد تا دیوار وستون از پ.م تاکنون استفاده شده است . یکی از عواملی که می تواند دوره های بنا را از هم جدا کند ، ابعاد آجر ها و یا خشت های بنا بوده است . زیرا تفاوت اندازۀ دیوارها از بقیۀ مجموعه می تواند نشان دهندۀ همزمان نبودن آجرها و معمولاً همزمان نبودن اجرای کار باشد .

** صدمات بناهای خشتی :

که برای بناهای آجری هم می تواند صادق باشد ولی در برابر زلزله مقاوم تر است . یکی از ویژگی های آجر عایق بودن است . معمولاً ملات استفاده شده در مرمت بناهای آجری سیمان است ( در حال حاضر سیمان مورد توجۀ مرمت گران قرار نمی گیرد ).

4ـ بناهای سنگی و صخره ای :

ساخت این نوع بناها عموماً از هزارۀدوم پ.م به بعد مورد توجه بوده است و به سه دسته تقسیم می شود:

1ـ بناهایی که از سنگ های لاشه یا قواره شدۀ ساده(قواره 40×30 سانت )یا سنگهای رودخانهای ساخته شده اند .استفاده از این نوع مصالح معمولاً تابع شرایط جغرافیایی است .

مانند : بناهای موجود در سروستان ، فیروز آباد ، بیشاپور ، چلبی اقلی ، سنگ بست ، با کاربردهای متفاوت .

2ـ بناهایی از سنگ های قواره شدۀ صیقلی و گاهی دارای نقشهای زیبای هندسی .

مانند : تخت جمشید ، پاسارگاد

3ـ بناهای صخره ای : اینگونه بناها در دل کوه کنده شده اند

مانند :نقش رستم ، از کوه ، دکان داوود ،و...

در مورد اول ( بناهای سنگ لاشه ای ) که عمدتاً مصالح آنها از سنگ است ، تقریباً مرمت آنها از شیوۀ بناهای آجری است .

در مورد مرمت دو گروه دیگر موارد زیر قابل توجه است :

1ـ مرمت سنگهای ترک خورده که بعداً تبدیل به شکافهای عمیق و باز شدند .

2ـ مرمت سنگهای متلاشی شدۀ بنا های تاریخی که استتفادۀ مجدد آنها از دیدگاه های مختلف قابل اهمیت می باشد.

3ـ بررسی دقیق قسمتهای ترک خورده یا دارای شکاف .

4ـ شناخت علل و عوامل بوجود آورندۀ ترک . شکاف .

( اول بررسی و بعد مرمت )

ـ خالی کردن شکافها و تمیز کردن آنها بوسیلۀ ابزار نوک تیز که باعث تخریب و تشّدید شکاف نگردد .

ـ زدودن تبله ( پوسیدگی ) شدن و پوسیده شدن تا حد امکان .

ـ کنترل جریان هوازدگی .

ـ خشک شدن رطوبت های همیشگی مخصوصاً در مناطق سردسیر که یخبندان مکرر موجب انقباض و انبساط در سنگ می شود.

ـ پر کردن شکافها بوسیلۀ چسب سنگ که مورد تأیید آزمایشگاه های مورد صَلاح است .

ـ ماسه باید کاملاً شسته بشود .

ـ فولاد گذاری جهت استحکام بخشی قطعاتی که از بدنۀ اصلی سنگ یا بنا جدا شده باشد ( رد کردن میله از دیوار ).

ـ سطح فولاد یا قطعات آهنی باید از سطح سنگ پایین باشد تا با پر کردن سوراخیا گود ایجاد شده با ریسمان یک سطح تقریباً یکنواخت پدید آید.

**در مرمت سنگ های متلاشی و یا جدا شده از مرمت های تاریخی رعایت نکات زیر مورد توجه است :

ـ شناخت نوع سنگ .

ـ تشخیص جهت شکستگی .

ـ بررسی رگه های احتمالی موجود در داخل شکستگی .

ـ بررسی و شناخت دقیق نقشهای پیاده شده بر روی سنگ با در نظر داشتن قسمتهای مفقود شده .

جهت مرمت آنها ( سنگها ) موارد زیر انجام می شود :

1ـ جفت کردن قطعات پیدا شده .

2ـ زدودن قسمتهای تبله ( پوسیده ) .

که در این مرحله باید دقت کرد تا قسمتهای سنگ از بین نرود زیرا باعث کوچک شدن سنک مرمت شده می شود .

پس از انجام این دو مرحله برای چسباندن قطعات بصورت زیر عمل می شود :

ـ استفاده از چسب های مورد تأیید آزمایشگاه برای اتصال قطعات .

ـ برای چسباندن سنگ های بزرگ از سیمان ، شن و ماسۀ تمیز و نرم استفاده می شود .

حفاظت :

عملی است که از یک نقطه شروع شده و محدودیت زمانی ندارد و عمدتاً شامل شناسایی و مطالعه و عملیات مختلف فیزیکی و گاهی شیمیایی و دیگر موضوعاتی که برای حفاظت یک اثر لازم است می کوشد.

( بر خلاف مرمت است ، چون اگر مرمت از یک جا شروع می شود ، باید تمام شود ).

بطور کلی حفاظت شامل اقداماتی است که موجب رفع خطر از بنا می شود .در رفع خطر تضمین حیات بشر مورد توجه است .معمولاً اقدامات حفاظتی موقتی بوده و به منظور از دست ندادن بنا می باشد . در امر حفاظت شناسایی بخشهای فرسوده و در شرف اقدام ، نخستین اقدام است و شناسایی مسائلی است که در امر حفاظت از آن استفاده خواهد شد .

یکی از این اقدامات شمع گذاری در بناهای تاریخی است :

مرمّت :

مرمت عملی است که از یک نقطه شروع شده و در نقطه ای به پایان می رسد . جهت مرمت دقت بسیار ، بستگی به مدارک و اسناد کافی لازم است :

اسلاید ، نقشه ،عکس که هم بعد و قبل مرمت لازم است.

روش جمع آوری اطلاعات که نهایتاً منجر به شناخت می شود امری است اجباری که می بایست در مرمت انجام گیرد .

بخشی از اطلاعات بوسیلۀ ...........................................................

1ـ کاوش و پی گردی بنا به منظور شناخت نا شناخته های بنا .کاوش را می توان در سقف ، نما و کف بنا انجام داد . اسناد و مدارکی که از این طریق بدست می آید عمدتاً در مراحل عمدۀ ساختمانی و یا تغیراتی که در دوره های مختلف قرار داده شده است ، می باشد .

حفاری در کف به منظور شناخت دوره های قدیمی در بنا است زیرا بسیاری از بنا های مذهبی بر فراز معابد یا بنا های مذهبی گذشته ساخته شده اند مثلاً :

بخشی از مسجد جامع قزوین ، مسجد جامع اصفهان بر روی آثار ساسانی یا آثار مساجد قرون اولیۀ اسلام بنا گردیده اند . از طرفی کاوش در کف بنا موجب جمع آوری اطلاعات و چگونگی پی ریزی بنای مورد مرمت خواهد شد .

سونداژ یا کاوش در بام موجب شناخت در پوششها و تغییردر پوششها و نحوۀ کار بندی و لسیاری از مسائل اجرائی خواهد شد . سونداژ در داخل جرزها ، اطلاعات کافی از مصالح ساخته شده در ضخامت دیوار ها را در اختیار می گذارد و بر اساس آن می توان مقدار بارگذاری مجدد را محاسبه کرد .

گمانه زنی ( سونداژ ، کاوش ، لایه برداری ) در سطوح داخل و خارج بناهای تاریخی به منظور شناخت پوششهای تزئینی و دوره های مختلف و همچنین بررسی شکاف ها است .

1ـ بطور کلی برداشتن بخشی از پوستۀ نازک کاری اثر ، جهت انجام مرمت اجتناب ناپذیر است . بدیهی است که در مورد چنین اقدامی دقت خواهد شد تا لطمۀ زیادی به بنا وارد نشود .

2ـ بررسی مسائل مکشوفه از قبیل قطعات گچ ،کاشی و موزائیک و چوب و... می توان اطلاعاتی در زمینۀ سازۀ اصلی یا تزئینات بدست آورد .

3ـ آثار مصوّر چون مینیاتور ها ، سفر نامه ها ، عکسها ، اطلاعاتی گرانبها در اختیار می گذارند.

آسیب شناسی :

رطوبت ناشی از باران به همراه باد :

این نوع رطوبت در زمستان و بهار بیشتر فعالیت می کند . نخستین خسارت آن اضافه شدن بار بنا می باشد و طبعات بعدی آن یخ زدگی آب و نهایتاً وارد آمدن زیان به بنا می باشد . این رطوبت چون دیگر انواع رطوبت باعث ضعف توانمندی مصالح و مواد از نظر کاربردی می شود و همچنین باعث کاهش عایق حرارتی در برابر گرما و سرما می گردد .

همانطور که مشخص است دیوار خشک مقداری از جریان هوای گرم را به سمت دیگر منتقل می کند در صورتی کهدیوار مرطوب جریان هوای گرم و سرد را زیاد می کند . اثرات این دو رطوبت نسبت به دیگر انواع رطوبت بسیار کم است و بیشتر سطوح خارجی بنا را صدمه می زند . این رطوبت پایدار نبوده و با خشک شدن و ازدیاد دمای هوا برطرف می شود .

اثرات زیان آور رطوبت :

نسبت مستقیم با مصالح بنا دارد . زیرا بعضی از مصالح نسبت به دیگر مصالح بیشتر جذب رطوبت هستند و لزا سازه هایی که از مصالح مختلف تشکیل شده اند نمایش رطوبت در آنها یکنواخت نیست .

روش سنتی رطوبت زدایی :

1ـ احداث زه کش :

احداث زه کشی در مجاور ساخت و سازهای مختلف ، مخصوصاً بارور به لحاظ اینکه موجب پائین آوردن سطح آبهای تحت الارضی در پای دیوار می شود و حالت موئینگی مصالح ساختمانی را به حداقل می رساند بسیار مفید می باشد . این روش معمولاً در کنار سازه ها و خارج از بنا و با فاصلۀ مناسب بطوری که کانال حفر شده به ساختمان صدمه ای وارد نیاورد ، انجام می شود . از شیوۀ زه کشی جهت شیرین شدن زمین های کشاورزی که دارای املاح نمک هستند از گذشتۀدور تا کنون استفاده شده است .

2ـ گربه رو :

یکی از بهترین شیوه های دفع رطوبت از داخل بنا به حساب می آید . این شیوه عبارت است از :

کانالهای مسقف به ارتفاع 60 سانتی متر در کف ساختمان که باهوای بیرون در ارتباط می باشد ، بدیهی است که گردش هوا در این کانالها باعث تخریب رطوبت کف بنا شده و در نتیجه از رطوبت دیوار هم کاسته می شود .

معمولاً سعی می شود تا گربه روهایی احداث شده در یک بنا توسط کانالهای فرعی با هم در ارتباط باشند تا بدین وسیله عمل تخریب سریعتر انجام گیرد . جهت جلوگیری از ورود جانوران به داخل گربه روها می باید از مسائل مختلف همچنین توری فلزی استفاده شود . در کف حمام های قدیمی گربه روهایی تعبیه میگردید و به داخل آنه هوای گرم دمیده میشد. یکطرف گربه رو ها رو به موتور خانه یا آتشدان قرار داشت تا کف حمام همیشه گرم باشد.

3ـ نا کِش :

یکی دیگر از شیوه های سنتی هدایت آب تحت الارضی نا کِش است . نا کِش کانال بزرگ مسقفی است که در کنار دیوارها و پایین تر از کف پلان و یا حیاط و یا در مجاور دیوارها و پایین تر از سطح پا خور زمین در فضای آزاد و با مصالح ساختمانی آجر بطوری که بتواند از میان مصالح آن جریان پیدا کند ، ساخته می شود .

معمولاً نا کِش به اندازه ای که انسان در آن حرکت کند احداث می گردد . کف نا کِش معمولاً پایین تر از پیِ سازه ای است که نا کِش در کنار آن احداث می شود . در انتهای نا کِش احتیاج به یک چاه است تا آب جمع شده به داخل نا کِش هدایت شود و لزا ایجاد آبرو در وسط شیبدار در داخل نا کِش الزامی است .

در منازل قزوینی ها در اصفهان دور تا دور حیاط جهت دفع رطوبت دست به احداث نا کِش زده اند . برای ساخت نا کِش در پای دیوار ، دیوار باریکی با خلل و فرج که بتوان تنفس و جریان هوای آزاد را بر قرار سازد با ریشه ای پایین تر از پی اصلی ساخته می شود . معمولاً این خلل و فرج با عدم استفاده از ملاط برای بند های عمودی ایجاد می شود و یا اینکه ممکن است بخشی از دیوار به صورت شبکه چیده شود . در فاصلۀ دیوار اول و در فاصلۀ کمتر از آن دیوار دیگری که ضخیم تر بوده در حدود 35 سانتی متر قطر دارد تا بتواند فشار ناشی از سقف کانال و خاک مرطوب پشت آن را تحمل کند ساخته می شود. از آنجا که معمولاً نا کِش بصورت مستقیم با دهانۀ باز با جریان هوای بیرون در ارتباط نیست لزا جهت جریان هوا کانال های عمودی که جریان هوا را از سقف به داخل نا کِش هدایت کند در فواصل مناسب احداث می گردد . ضمناً چنانچه در جهت های مختلف یک بنا و در فضای باز مشترک مانند چند ناکِش احداث شود سعی می گردد که ارتباط بین ناکِش ها در داخل با هم برقرار گردد تا به کمک هم نسبت به دفع رطوبت اقدام گردد .

برچسب: نویسنده: سارا حسینی تاريخ: پنجشنبه 27 آبان 1395 ساعت: 5:34

صفحه بندی